نقد آدم های دو بخشی اثر نینا گلستانی از شهاب احمدپور

عمده‌ی آن‌ها با فرمی خطی و با دو زاویه دید «اول شخص راوی» و «اول شخص ناظر»(نمایشی) روایت می‌شوند. نویسنده اما، ظاهرن، علاقه‌ای به استفاده از تمام توانایی‌های زاویه دیدِ اول شخص راوی ندارد. راویان این قصه‌ها، چندان از خودشان، افکارشان و گذشته‌شان سخن نمی‌گویند. و با این‌که انتظار می‌رود زاویه دیدِ اول شخص بیش از همه، مستقیمن برای شخصیت‌پردازی به کار رود، اما خلاف این عمل می‌کند و سعی در ایجاد یک فضا و یک لحن کلی دارد تا مخاطب، خود تنها قضاوت کننده‌ی ماجرا باشد. به‌طور مثال در داستان «مادرم»، راوی با این‌که دستِ بازی دارد تا ما را با گذشته‌ی زناشوییِ پدر و مادر و یا کودکی خودش، سابقه‌ی رفتارهای این چنینیِ مادر و مسایلی از این دست آشنا کند، اما ترجیح می‌دهد در زمان حال بماند و هر آنچه رخ می‌دهد را واگوید. تا خواننده آنچه می‌بیند را کنار هم بگذارد و داستان خودش را بنویسد. تا به لحظه‌ی آخر برسیم. به پچ پچ‌های پدر.

این تکنیک البته در برخی از داستان‌های مجموعه بسیار موثر افتاده. داستان «آدم‌های دوبخشی» چنین داستانی است. که با استفاده از دیالوگ‌های متوالی، و کم‌رنگ کردن حجم روایت، لذت کشف را برای خواننده به وجود آورده. گرچه ، چنین ترفندی داستان خودش را می‌طلبد و در تمام موارد نتیجه‌بخش نیست. به‌طور مثال در داستان «یک روز بارانی» که راوی اول شخص، بنا به موقعیت زاویه دید، می‌تواند هرچه می‌خواهد بگوید و خواننده را با خود و شخصیتش، زندگی‌اش و قصه‌اش آشناتر کند، باز هم شاهد این سکوتِ عمدیِ راوی هستیم. او فقط هر آنچه رخ می‌دهد را نمایش می‌دهد. و ترجیح می‌دهد با این‌که از قبل همسرش را به شکل غیر مستقیم وارد داستان کرده، اما هیچ از او و آنچه بینشان است نگوید تا لحظه‌ی ورود به خانه.

روی هم رفته، نویسنده‌ی «آدم‌های دوبخشی» چنانچه پیش از این نیز گفته شد، نه به دنبال فرم است، نه زبان. بلکه فقط می‌خواهد قصه‌اش را به سادگی روایت کند. و البته در این راه، از فضایی که خودش ایجاد می‌کند، نهایت استفاده را می‌برد. فضایی که در تمام داستان‌ها، به کشف حقیقت داستان کمک می‌کند.

گلستانی نشان داده که ترسی از نوشتن از انسان‌ها ندارد. از دلهره‌ها و سکوتشان. و البته زنان در این میان، نقش مشخص و محوری دارند. دو مجموعه داستان گلستانی، به گفتن از زنان گذشته است. به نوشتن از زنانی که خود را در آستانه‌ی انحلال می‌بینند و مقصر همیشگی این گریز‌ها و ناگزیرها، مردانند. مردانِ «هفتمین ماه» و «تولد».

ر

/ 0 نظر / 27 بازدید