ادبیات استفهامی در بستر رئالیسم(نرگس مقدسیان)

پیکره‌ی مفاهیم و بار معنایی تازه‌ی آن، بی تردید عمیق و تاثیرگذار خواهد بود و می‌تواند در بره‌های طولانی مورد اقبال اجتماعی، بالاخص مخاطب خاص داستان قرار گیرد.
بیشتر داستان‌های این مجموعه دارای فرمی نمادین هستند که بر بستری رئالیسمی بنا شده‌اند، داستان‌های «فراموشی»، «شجره‌ی ابتیاع نان»، «هجدهمین روز تابستان» داستان‌هایی واقع گرا و نمادین هستند. شخصیت‌ها، اعمال، ریزه‌کاری‌ها،‌واقعی و طبیعی‌اند و نمادها جز طبیعی واقعیت ها هستند و با آن ها در آمیخته‌اند، به طوری که معنای دیگری غیر از معنای ظاهری به آن‌ها می‌دهند. به گفته‌ی همینگوی: مثل کوه یخ هستند که سطحی از آن‌ها پیداست و سطح دیگر، دو سوم آن، پنهان است.
داستان‌هایی مثل «؟» نیز از نوع «داستان‌های وهمناک‌»اند که باز بر بستری رئال استوار شده‌اند. مثل داستان‌های «عزاداران بیل» ساعدی و «ملکوت» و «خواب و خون» بهرام صادقی؛ سیاق رئالیسم جادویی مارکز و آثار بورخس.
وهمناکی حاصل از این نوع داستان‌ها را شاید بتوان به عنوان خطای حسی یا توهم راوی توجیه کرد. در این داستان‌ها الگوهای واقع ‌گرایی با ویژگی‌های نمادین و روان‌شناختی و خیال و وهم و عناصر رویا گونه و سحر‌آمیز، چنان می‌آمیزند که ترکیب جدیدی به وجود می‌آید که به هیچ یک از عناصر سازنده‌‌اش شبیه نیست و خصوصیتی مستقل و جداگانه دارد.
به طور کلی داستان‌های این مجموعه، و به طور مشخص داستان «؟» ما را در مواجهه‌ای ذهنی و خیالی با وضعیت‌های ناشناخته یا کم‌تر شناخته شده قرار می‌دهد، تا سرانجام، خود به نوعی تعادل دست پیدا کنیم، تعادلی که با دیدن وضعیت های متفاوت در نظرگاه‌های مختلف حاصل می‌شود.
می‌توان گفت داستان‌های این مجموعه، داستان‌های صداهای متفاوت است. صداهایی که به گفته‌ی میلان کوندرا: «در عین تفاوت، استقلال نسبی خود را حفظ کر‌ده‌اند.»
به بیانی دیگر، این داستان ها جز «ادبیات استفهامی» یا «پرسشی» هستند که خواننده را به دنبال پاسخ برای پرسش‌های مطرح شده در متن هدایت می‌کنند.

/ 0 نظر / 32 بازدید