رمان اول سالار با نام «احتمالاً گم شده‌ام» برنده‌ جایزه‌ بخش رمان اول «بنیاد گلشیری» شده بود و حالا رمان دوم او هم در حال‌وهوایی مشابه می‌گذرد. نویسنده معتقد است: «هست یا نیست» روایت زندگی زنی است در آستانه‌ی 40 سالگی. این‌بار هم راوی رمان یک زن است، زنی که ما در ۳۹ سالگی‌اش با او مواجه می‌شویم و همراه او چند مرحله از زندگی‌اش را بازخوانی می‌کنیم؛ گاهی از گذشته و گاهی هم از حال و از روزهایی که به 40 سالگی نزدیک می‌شود؛ دوره‌ای که اولین سال‌های میان‌سالی را آغاز می‌کند و در آن


وقایع متعددی را پشت سر می‌گذارد.

 

راوی داستان او برای بیان درگیری‌هایش با روزمرگی، مرگ، ازدواج و خیانت، گاهی «من» است و گاه «سوم‌شخص». نویسنده‌ «هست یا نیست» معتقد است: روزگاری بود که می‌گفتند زن 30 ساله دیگر در اوج پختگی است، آن‌قدر که بالزاک هم «زن سی‌ساله» را در همین حال‌واحوال می‌نویسد. اما زندگی مدرن این تجربه کردن‌ها را به تعویق انداخته و به‌نظرم، حالا این 40 سالگی است که چنین شرایطی را می‌طلبد؛ زنی که در اوج پختگی پا به میان‌سالی هم گذاشته و این میان‌سالی شاید فراموش شدن را همراه خودش بیاورد. راوی من به‌یک‌باره در آستانه‌ی ۴۰سالگی فاصله‌ی خود را با سال‌های رفته احساس می‌کند و در شرایط جدیدی قرار می‌گیرد.

 

در معرفی ناشر درباره کتاب‌های سالار عنوان شده است: «احتمالاً گم شده‌ام»، یک روز از زندگی یک زن است؛ زنی که در رفت‌وبرگشت‌های ذهنی خود با شخصیتی گندم‌نام و فرید راهدار کلنجار می‌رود. در این میان مرزهای خیال و واقعیت کاملاً شکسته می‌شود و از لابه‌لای آن مهِ غلیظ، حقایقی روشن می‌شود که در قطعیت یا عدم‌ قطعیتش هیچ اطمینانی وجود ندارد. با این وصف شاید بتوان ردپای آن 30 ساله‌ داستان «احتمالاً گم شده‌ام» را در «هست یا نیست» پی گرفت.



موضوع مطلب :

شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ :: ۳:٠٦ ‎ب.ظ
محمدجوادنصریان
.: Weblog Themes By SlideTheme :.