خلاصه مقاله:

رمان شازده احتجاب نوشته هوشنگ گلشیری ، به شیوه ی جریان سیال ذهن نوشته شده است . طرح رمان منسجم و یکپارچه است ، اما این طرح به تمامی شبیه طرح داستان های سنتی نیست و در آن علَنی بودن رابطه ی میان رخدادها بر اساس نسبت نگاه شخصیت ها به کنش های داستان سنجیده می شود و نه خود کنش ها . تمام داستان در ذهن شخصیت اصلی رمان (شازده احتجاب )می گذرد . پژوهش حاضر بررسی نظریه ی ماهیت ذهن مطرح شده توسط یونگ (ناخودآگاه فردی و جمعی )در طرح این رمان است . یونگ شخصیت آدمی را به دو منقطه ی «ضمیر خودآگاه» و «ضمیر ناخودآگاه» تقسیم می کند. ضمیر خود آگاه در بر گیرنده ی آگاهی ما از


جهان بیرون و آگا هی از خویشتن است که از تفکر، احساس، شهود و حس و به طور کلی آنچه شخص آن را می فهمد ، تشکیل یافته است و ضمیر نا خود آگاه دو لایه دارد : فردی و جمعی . بخش نخست : محتوی همه ی تمایلات و احساساتی است که ما در طول زندگی خویش واپس زده و فراموش کرده ایم و ناخود آگا ه جمعی شامل عصاره ای که از تجربیات اجداد و نیاکان ما در بخش پنهانی وجود ما جریان دارد و ما آن ها را به صورت سمبلیک مشاهده می کنیم . این پژوهش نمودها و نشانه های نظریه ی ناخودآگاه فردی و جمعی یونگ را در طرح رمان شازده احتجاب بررسی می کند .

 

نویسند‌گان:

فاطمه نگاری ] - دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه زاهدان
محمدعلی محمودی ] - .عضو هیأت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان



موضوع مطلب : دیدگاه یونگ / شازده احتجاب / روانشناسی تحلیلی / ناخودآگاه فردی و جمعی

شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳ :: ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ
محمدجوادنصریان
.: Weblog Themes By SlideTheme :.