به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مجموعه داستان «آن‌ها کم از ماهی‌ها نداشتند» نوشته شیوا مقانلو شامل شش داستان کوتاه با رویکردهای اغلب ساختارگرایانه است که نویسنده تلاش کرده با بهره‌گیری از فرم‌های گوناگون روایی دغدغه‌های ذهنی خود را در قالب داستان بیان کند.


اولین داستان این مجموعه با عنوان «پری ماهی» با دستمایه قرار دادن زندگی ساحل نشینان جنوب(خوراب)، به شکل نمادین حضور یک غریبه(نورا) در حاشیه و همچنین بطن زندگی زنان و مردان خورابی را به تصویر می‌کشد. نورا که در جست و جوی قوم و خویش‌های شوهر مرده‌اش پا به خوراب گذاشته است، رفته رفته به راهکار موثری برای زنان خورابی جهت سامان بخشیدن به زندگی‌های سست بنیان شان تبدیل می شود ولی در ادامه باعث چالش‌های جدید در این منطقه دور افتاده می‌شود.

شروع داستان فضای واقع گرایانه‌ای دارد، اما رفته رفته فضاهای فراواقعی هم در صحنه‌های پایانی اثر دیده می‌شود که همین مسئله ابعاد قصه‌های کار را


پررنگ‌تر می‌کند. این داستان با انتخاب زبان ویژه‌ای که درهم تنیدگی معناهای مختلف را باعث می‌شود، جزو داستان‌های برتر این مجموعه محسوب می‌شود که می‌تواند تا مدت‌ها در ذهن مخاطب باقی بماند.


نویسنده در ادامه برای دومین داستان کتاب با عنوان «گوش کهن دژ» زبان به مراتب فاخری انتخاب کرده که البته با موضوع داستان هماهنگی لازم را دارد. شکل روایی داستان الگوبرداری از حکایت‌های کهن فارسی است که ماجراهای آن در مکانی به نام «دارالعلم کهن دژ» اتفاق می‌افتد.

در این اثر چندین روایت کهن تاریخی با هم آمیخته و قصه تازه‌ای از دل آنها بیرون می آید. دارالعلم که قرار است اهالی برجسته از دنیای علم را در دامن خود پرورش دهد، بر اثر هجوم سواران مغول و دیگر سلاطین تاریخ از رسیدن به هدف نهایی خود باز می‌ماند و گویا گذشت زمان می‌خواهد نام این مکان و آدمهایش را از یادها بزداید که روند ماجراهای داستان به مخاطب یادآوری می‌کند، گوش کهن دژ هنوز هم صداهای آن را می‌شنود و در خود ثبت می‌کند: «...حالا اگر روزی گذارتان به بیابان‌های اطراف شهر فیروزه افتاد، پای پیاده و در صبحدم، در آن خنکای بنفشی که هنوز میان شب و روز جنگ است، با طمانینه در بیابان قدم بزنید و زمین را بنگرید و رازهایتان را با خود زمزمه کنید. اگر گوش هنوز آن جا باشد صدایتان را خواهد شنید و در سینه ضبط خواهد کرد.» ( ص 29)

در داستان سوم کتاب (اولیسه)، نویسنده به سراغ شخصیت‌های داستانی اولیس و پنه لوپه رفته و داستان آنها را این بار از زوایه نگاه خود نوشته است. البته با خلق دو شخصیت داستانی ایرانی (سیما و وحیده) به شکل موازی با داستان نویسنده درباره اولیس و پنه لوپه که در پایان زندگی این دو به نوعی سرنوشت شخصیت‌های اولیس و پنه لوپه گره می‌خورد.

نقطه اوج این داستان، پایان شکیبایی شخصیت پنه لوپه است که دیگر منتظر اولیس نمی‌ماند و نویسنده متن اولیه(هومر)مجبور می‌شود، زنی با ویژگی‌های سیما و وحیده را جایگزین پنه لوپه کند: «...هومر با هیجان می‌رود به جست و جوی زنی دیگر، زنی که جایی، میان پیاز داغ و پودر و دامن گلدار جا مانده باشد.» ( ص 44)

(نویسنده در صحنه‌های قبلی داستان سیما و وحیده را با همین ویژگی‌ها توصیف کرده است.)

«متل بلور» عنوان چهارمین داستان کتاب است که در کنار داستان اول مجموعه (پری ماهی) تقریباً جزو آثار برتر این مجموعه محسوب می‌شوند.

ماجرای این داستان مربوط به رفتن یک گروه کاوشگر به یک محدوده تاریخی (گرسین) است که قرار است با کشف آثار بر جامانده به سئوال‌های مبهم تاریخی پاسخی بیابند، اما با کشف اسکلت دو انسان که سوراخی در جمجمه آنها دیده می‌شود، روند ماجراها به سمت دیگر سوق پیدا می کند. در سوی دیگر ماجرا، شخص صاحب اصلی متل (شیرکوه خان)و بازمانده خانواده و اقوامش قرار دارند که شیرکوه خان همزمان با وقوع انقلاب اسلامی از کشور گریخته، اما همچنان با بازماندگان خود در گرسین ارتباط دارد.کشف اسکلت‌های انسان کارهای مخفیانه شیرکوه خان در زمان اقامت در گرسین را نشانه رفته و همین مسئله ماجراهای داستان را در مسیر دیگری قرار می‌دهد.

این داستان از پیرنگ به مراتب قوی‌تری نسبت به بقیه داستان‌های کتاب برخوردار است. همچنین در شیوه روایی آن از سه زاویه متفاوت؛ از دریچه نگاه سه راوی مختلف به بطن ماجراها نگریسته شده که همین مسئله وضوح صحنه های داستانی را بیشتر کرده است.

داستان بعدی کتاب (شب هزار دوم) هم مانند برخی از داستان قبلی این مجموعه به بازآفرینی حکایت های کهن و این بار قصه های هزار و یک شب با حال و هوای متفاوت اختصاص یافته است. فرم و زبان این داستان به همان شکل قصه های هزار و یک شب انتخاب شده که تنها نوآوری آن قصه جدید آن است که آن هم چندان گیرایی ندارد.

آخرین و ششمین داستان کتاب ،«سر پیچ بعدی...» نام دارد که فضای نسبتاً معاصرتری دارد و قصه زن و شوهری است که در زندگی روزمره خود گاه با دغدغه‌هایی مواجه می شوند که پیش از آن برایشان اهمیت چندانی نداشته است. این داستان برتری خاصی نسبت به بقیه داستان‌های کتاب ندارد و در حد یک داستان کوتاه با ارزش‌های متوسط در پرونده کاری شیوا مقانلو جای می گیرد.

چاپ اول (1391) مجموعه داستان «آن‌ها کم از ماهی‌ها نداشتند» نوشته شیوا مقانلو، در 88 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و با قیمت 2500 تومان از سوی نشر ثالث در تهران چاپ و منتشر شده است.

نویسنده: علی الله سلیمی 



موضوع مطلب : آن ها کم از ماهی ها نداشتند / شیوا مقانلو / نقد داستان / مجموعه داستان

چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩۱ :: ۳:٤۱ ‎ب.ظ
محمدجوادنصریان
.: Weblog Themes By SlideTheme :.