روزی بود و روزگاری و شهری بود به اسم علی آباد که چنین بود و چنان ... تا آن روز که همه مردم این شهر از بهار و پاییز طلوع و غروب وخلاصه از اینکه بهارها این همه صدای پرنده و چرنده توی گوشهاشان زنگ بزند و پاییز ها این همه برگ زرد جمع کنند جانشان به لب رسید ، آمدند و هر چه آهن پاره و بادیه و بشقاب و کفگیر داشتند ریختند توی یک کوره بزرگ بزرگ و بعد دادند دست فلزکارهای شهر آنها هم نشستند و یک تاق گنده ضربی درست کردند برای سقف شهر با دویست سیصد تا هواکش و همه خانه ها چراغهای آویزی و زنبوری و مهتابی را آوردند خرد کردند و دادند یک کره بزرگ درست کردند و یک روز با سلام و صلوات بردند زیر تاق شهرشان آویزان کردند و برق قوی و خیره کننده ای را دواندند توش آن وقت بود که رفتند سراغ درختها وپرنده ها و اعلامیه پشت اعلامیه که هر یک از آحاد مردم این شهر موظف و


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: هوشنگ گلشیری , داستان کوتاه


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢ | ٦:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

برای داستان نویسی اجزا و مصالح مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد که نقص یا نبود هر کدام از آنها مانع نگارش یک داستان جذاب و روان می شود.

با مرور فایل های ذخیره شده روی هاردم، به نوشته زیر رسیدم که متاسفانه منبع و ماخذی نداشت، اما به خوبی عناصر تشکیل دهنده پیکره‌ی یک داستان داستان را ذکر کرده و توضیح داده است:


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مصالح داستان نویسی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢ | ٦:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

موارد زیر جزء عناصر اصلی داستان محسوب می‌شود که دانستن آنها برای هر داستان‌نویسی لازم و کارگشاست:

کشمکش (CONFLICT)

منظور از کشمکش، درگیری ذهنی یا اخلاقی شخصیت داستان است که از امیال یا آرزوهای برآورده نشده یا مغایر ناشی می‌شود. در داستان باید دید آیا کشمکش عاطفی شخصیت اصلی و نیز کشمکش بین شخصیت‌های دیگر وجود دارد؟ و نویسنده تا چه حد توانسته کشمکش بین شخصیت‌ها و کشمکش شخصی قهرمان داستان را نشان دهد.

طرح (PLOT)

مبحث طرح یکی از مباحث پیچیده و اساسی در داستان است. اما این‌جا به‌طور گذرا می‌گوییم منظور از طرح، نقشه، ‌نظم، الگو و شمائی از حوادث است. به بیان بهتر، حوادث و شخصیت‌ها طوری در داستان شکل می‌یابند که کنجکاوی و تعلیق خواننده را به دنبال می‌آورند. خواننده حوادث داستان را پی می‌گیرد و می‌خواهد علت وقوع آنها را بداند. شاید لازم باشد بگویم که طبق تعریف ای.ام.فورستر بین داستان و طرح، فرق است. داستان نقل رشته‌ای از حوادث است که بر طبق روالی زمانی ترتیب پیدا کرده‌اند. اما طرح، نقل حوادث است با


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢ | ٥:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

اواسط قرن نوزدهم دو نویسنده بزرگ با نام های ادگار آلن پو و نیکلای گوگول اولین داستان های کوتاه را با تعریفی که ما عموماً از
اواسط قرن نوزدهم دو نویسنده بزرگ با نام های ادگار آلن پو و نیکلای گوگول اولین داستان های کوتاه را با تعریفی که ما عموماً از داستان داریم، خلق کردند. همگام با رشد روز افزون داستان نویسی، تیوریسین های ادبی نیز از دیدگاه نظری و کاربردی این ژانر ادبی را تکامل بخشیدند و همچون رمان برایش عناصری در نظر گرفتند. پس از این دو نویسنده متقدم، آنتوان چخوف و گی دو موپاسان داستان کوتاه را از منظری جدید و با رویکردی شگرف در آمیختند و در فرم و مضمون، زبان و شخصیت پردازی داستان کوتاه را متحول ساختند. تا آن که چند نویسنده قرن بیستم همچون ارنست همینگوی، ویلیام فاکنر، ویرجینیا وولف و جیمز جویس و سرآخرنویسنده نابغه ای چون جروم دیوید سالینجر، شیوه ای بسیار بدیع و قابل توجه در شکل، زبان، اندیشه و مفهوم داستان خلق کردند. داستان کوتاه امروز در عین حال که دارای ساده گی های خاص خود است، اما در آن پیچیده گی هایی بر اساس منطق معنایی متن دیده می شود که این نوع ژانر ادبی یک خواننده بسیار خلاق نیز می طلبد تا در شناخت و فهم اثر خود را سهیم کند و به خواننده یی منفعل و ایستا مبدل نشود. زاویه دید جزو عنصر ذاتی و لازم هر داستان است. در واقع مربوط به قسمت روش و عرضه آثار می شود. داستان کوتاه نویس از این طریق می تواند مسایلی بسیار کامل، روشنگر و


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢ | ٥:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

برای ارنست همینگوی نامه نوشتن تفریح لذت بخشی بود. هم می توانست بی پروا هر آنچه را در داستان هایش ناگفته مانده است بیان کند و هم کمی شیطنت به خرج بدهد و از لاک نویسندگی اش بیاید بیرون، غیبت کند، بد و بیراه بگوید، شتابزده قضاوت کند و تخلیه شود برای نوشتن یک داستان ماندگار دیگر.

اغلب نامه ها را یا صبح ها می نوشت تا برای یک نوشته جدی روزانه آماده شود، یا عصر ها پس از اتمام فصل یا داستانی از یک کتاب، تا خستگی اش برطرف شود. در این باره به یکی از دوستانش می گوید: "وقتی که به نویسندگی عادت کرده ای، خیلی سخت است که از نوشتن دست بکشی، به همین خاطر است که مایلم با شما حرف بزنم، حتی اگر در قالب نامه و گفت وگوهای احمقانه و یک طرفه باشد."

همین طور شد که در طول پنجاه سال، با حساب نامه هایی که مفقود شده یا به عمد یا سهو از بین رفته و با در نظر نگرفتن تلگراف های فراوانی که برای افراد مختلف می فرستاد، بیش از شش هزار نامه نوشت.

نامه های ارنست میلر همینگوی هر قدر هم که باشتاب، بی دقت و


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فاکنر


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢ | ٥:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.