مقدمه

 

ساختارگرایی، آیین فکری مهمی است که در نیمه دوم قرن بیستم در قلمرو فلسفه و علوم انسانی پدید آمد و سرچشمه تاثیرات فراوانی شد. این آیین، از دهه 1950 به طور عمده در فرانسه بسط یافت و تا دو دهه بعد در میان پژوهشگران و دانشگاهیان اروپایی و امریکایی اعتبار بسیار کسب کرد و در مردم شناسی، فلسفه، زیبایی شناسی، نقد ادبی، روان کاوی و حتی پژوهش های سیاسی بسیار راه گشا بود. ساختارگرایی در مطالعات فرهنگی نیز رویکردی غالب محسوب می شود. آثار رولان بارت با بررسی مقولات فرهنگی به مثابه اجزای یک نظام نشانه ای شاید در این زمینه پیشتاز بوده است.

همه ساختارگرایان از این بینش آغاز کرده اند که


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ساختارگرایی , پساساختارگرایی , محمد الیاس قنبری , مقاله


ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥ | ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()
حسین پاینده
دانشیار - دانشگاه طباطبایی
چکیده
«سه قطره خون» در زمره‌ی شناخته‌شده‌ترین آثار صادق هدایت قرار دارد و داستانی است که هم توجّهِ عامِ بسیاری از خوانندگان علاقه‌مند به ادبیات را به خود معطوف کرده و هم توجّهِ خاصِ عده‌ی زیادی از پژوهشگران و منتقدان ادبی را. راوی و شخصیت اصلی داستان که در آسایشگاهی روانی بستری شده است، توصیفی از سایر بیماران و نیز شرحی از رویدادی آسیب‌زا در زندگیِ گذشته‌ی خود به دست می‌دهد که از هر حیث روایتی نامنتظم و نامنسجم به نظر می‌رسد. در مقاله‌ی حاضر استدلال می‌شود که فقدان انتظام منطقی 
در روایت، حکایت از تعارض بین دو ساحتِ آگاه و ناخودآگاه در روانِ گسیخته و نامنتظمِ شخصیت اصلی دارد، تعارضی که نظریه‌ی روانکاوی مناسب‌ترین ابزار (مفاهیم و روش‌شناسی) را برای بررسی آن در اختیار منتقد ادبی می‌گذارد. نویسنده‌ی مقاله با به‌کارگیری مجموعه‌ای از مهم‌ترین مفاهیم روانکاوانه (از جمله «مقاومت»، «جابه‌جایی»، «نمادپردازی»، «رانه»، «کنش‌پریشی»، «هم‌هویتی»، «ضایعه‌ی روانی»، «وسواس» و غیره)، جزئیات متن را با اتخاذ روش‌شناسی روانکاوی (تحلیل «محتوای آشکار» برای به دست دادن «محتوای نهفته») به منظور پرتوافشانی بر انگیزه‌ها و هراس‌های ناخودآگاه شخصیت اصلی بررسی می‌کند و داستان ناگفته‌ای را معلوم می‌سازد که به دلیل فشار بازدارنده‌های ناخودآگاه در گفتار راوی مکتوم مانده است. این مقاله ضمن اجتناب از کاویدن روان صادق هدایت، بر 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دکتر حسین پاینده , سه قطره خون , نقد روانکاوانه , صادق هدایت


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٥ | ٦:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

                       

فرج بعد از شدت کتابی است از ابوعلی محسن تنوخی (قرن چهارم)به زبان عربی.عوفی در جوامع الحکایات خود چند حکایت از این کتاب را ترجمه ونقل کرده است.بعدها حسین بن احمد دهستانی در قرن هفتمفرج بعد از شدت را به فارسی ترجمه کرد و اشعاری فارسی و عربی به آن افزود.

همان طور که از نام کتاب برمی آید،فرج بعد از شدت حاوی داستان هایی است از افرادی که دچار مصیبت و مشکل می شوند و پس از تحمل مرارت ها و مشکلات بسیار به به صورت طبیعی یا شگفت انگیز رهایی می یابند و روی آسایش را می بینند.قاضی تنوخی در کتابش به تاثیر اخلاق نیکو و سیرت پاک شخصیت ها در روند حل مشکلاتشان به وضوح اشاره می کند:

«اگر تو را به پادشاهی قربتی باشد یا با بزرگی اختلاطی و یا با دولتی مخالفتی،در همه حال و به وقت باید که او را به اعمال خیر هدایت کنی و به میراث و حسنات ممد باشی تا ثنا و ثواب آن در آجل و عاجل به تو راجع گردد.»

کتاب شامل 13 باب است که در هر باب افراد قصه مربوط به خود راتعریف می کنند:قصه فائق آمدن بر مصائب زندگی.داستان ها با مقدمه ای آغاز می شود و خواننده با راوی،مکان،زمان و شخصیتی که حادثه ای برای او روی داده آشنا می شود.این افراد معمولا مشکلات و ناراحتی هایی شبیه به یکدیگر داشته اند؛مشکلاتی چون بیماری،عشق،ترس و خوف و...درواقع موضوعات قصه ها در هر باب دسته بندی شده اند.فرج بعد از شدتاز کتاب های برجسته و مشهور ادب فارسی است که به مانند هزارو یک شب بسیاری از قصه های زیبا و مشهور را دربرمی گیرد.مولانا نیز از قصه های این کتاب بهره برده است.فروزان فر در شرح خود بر مثنویبه به این مساله اشاره می کند.

آنچه در خوانش این کتاب جلب توجه می کند اینکه نوع پرداخت قصه و شخصیت پردازی ها به گونه ای است که خواننده امروزی می پسندد؛قصه هایی جذاب با زبانی ساده و روان.شخصیت ها اغلب پویا هستند و ایستایی بعضی شخصیت های قصه های قدیمی را ندارند.درواقع در پایان قصه ها 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شهناز عرش اکمل , قاضی ابوعلی محسن تنوخی , متون کهن , فرج بعد از شدت


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٤ | ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()
چکیده
غلامحسین ساعدی یکی از نویسندگان پرکار دهة چهل است که با پرداختن به شخصیّت‌های روان‌رنجور طبقة پایین جامعه، تلاش بی‌پایانی برای بیدار نمودن جامعة خفقان‌زدة دورة پهلوی کرد. در این مقاله، شخصیّت‌های دو داستان کوتاه و یک داستان بلند او به نام‌های «گدا»، «خاکسترنشین‌ها» و «آشغال‌دونی» با بهره‌گیری از نظریّة کارن هورنای مورد بررسیو واکاوی قرار گرفته است. کارن هورنای یکی از مهم‌ترین پیروان فروید در حوزة روانکاوی اجتماعی است و برخی از نظریّه‌هایش در همة ابعاد فرهنگ غرب رسوخ کرده است و چنان چهرة شناخته‌‌ای است که کمتر کسی است که با مفاهیمی چون ازخودبیگانگی، خودشکوفایی و خودانگارة آرمانی آشنا نباشد. وی فهم جدیدی از اهمیّت فرهنگ و محیط را وارد روانکاوی کرد. شخصیّت‌های اصلی و فرعی سه داستان مذکور را گداها تشکیل می‌دهند که با نوعی از روان‌رنجوری که منبعث از جامعه و محیط رشد آنان است، روبه‌رو هستند. در این مقاله، سعی شده شخصیّت‌های گدا در این سه داستان را بر اساس نیازهای دهگانة کارن هورنای و مکانیسم‌های دفاعی آنان بررسی و نیز وجوه شباهت و تفاوت آنان را معیّن کنیم و دریابیم که در میان این شخصیّت‌ها بیشتر کمبود چه نیازی مشاهده می‌شود؟ این شخصیّت‌ها با نقش‌های یکسان، چه راه‌های تدافعی را در برابر اضطراب اساسی از خود بروز می‌دهند؟ شرایط محیطی مشترک در این سه داستان چه تأثیری در شخصیّت‌های آنان دارد؟ چرا چنین راه‌های تدافعی را انتخاب کرده‌اند؟ چقدر از خود واقعی خود فاصله گرفته‌اند؟

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نقد روانشناختی شخصیت , کارن هورنای , جلیل شاکری , بهناز بخشی


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٤ | ۳:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

                    

طبقه بیست و یکم، تابلویی از پیکاسو و دری قهوه ای رنگ! اینها همه تصویرهای اولیه یک گفتگو با محمود دولت آبادی است، مردی که انگشت هایش شکل نوشتند و دود سیگارش حتی، کلمات انباشته شده در ذهنش را در فضا ترسیم می کند.
آدمها حرمت دارند. بعضی بیشتر. اما حرمت محمود دولت آبادی را باید جور دیگری نگه داشت. نه فقط به خاطر "گل محمد" کلیدر که در حافظه ادبی ما این جور زنده نفس می کشد، به خاطر عمری که این مرد برای نوشتن گذاشت تا بنویسد و نشان دهد تبار رنج دیده مردمی را که ماییم. 
او از سرزمین غول های زیبا آمده است. همولایتی عطار و خیام و فردوسی و بیهقی و شاید برای همین، به این خوبی تبار کلمه را می شناسد و درک می کند. 
گفتگو با محمود دولت آبادی بر سر ادبیات معاصر به درازا کشید. مصاحبه ای که گرچه روای دلتنگی های آقای نویسنده است، ولی فقط دلتنگی و نه خستگی. 
این نکته را دولت آبادی با نگاه و با انگشت اشاره به من گوشزد می کند: "فقط دلتنگی، نه خستگی که تا نفس هست، باید بود و باید نوشت. من از ادبیات دل ، نمی کنم"... 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گفتگو , محمود دولت آبادی , الهه خسروی یگانه , داستان نویس


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٤ | ٢:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

 

سال های پس از مشروطه تا سال 1300 شمسی سال های رواج مطبوعات ادبی و بریدن از سیاست و روی آوردن به شکل های ادبی است. مجلات زیادی چون «کاوه(1290)» ، «بهار(1289-1299)» ، «دانشکده(1295)» و «ارمغان(1298)» در این دوره منتشر می شوند.

مهم ترین نظریه پردازان ادبی این دوره تقی رفعت و جمالزاده بودند. رفعت به همراه اعضای محفل تبریز-لاهوتی، شمس، کسمایی، جعفر خامنه ای- از وضع سیاسی و اجتماعی و ادبی ناراضی بودند.جمالزاده از کسانی بود که با «یکی بود یکی نبود» بحث تجدد ادبی را در زمینه داستان نویسی پیش برد. او اصلاح ادبی را در بکارگیری نوع ادبی جدید می دانست. نخستین داستانهای کوتاه، چند سال قبل از اولین رمان های اجتماعی منتشر شدند که این سالها به عنوان سالهای مهمی برای شکل های نوین داستان نویسی به حساب می آیند ؛ اما داستان کوتاه در این دوران که سالهای رواج تحقیقات فاضلانه است بسیار کم رنگ است. جمالزاده، هدایت و علوی رویکردی نوین به صنعت داستان نویسی دارند. این نویسندگان می کوشند با انتقاد از کمبودهای فردی و جمعی ضعف ها را بازتاب دهند.

داستان در این دوران علاوه بر تحول فرم ادبی به ساده کردن نگارش هم می پردازند. میرزا حبیب اصفهانی پیش از جمالزاده در سال 1284 «سرگذشت حاجی بابا اصفهانی» را که تصویر دنده از زندگی مردم ایران در دوره قاجار است را ارئه می دهد. اصل رمان از جیمز موریه است که تحت تاثیر


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان نویسی ایران , محمدعلی جمالزاده , نظریه های ادبی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٩ بهمن ۱۳٩٤ | ۱:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

                                             

سخنرانی هلن اولیایی‏نیا

استادیار ادبیات انگلیسی دانشگاه اصفهان

در نود و هشتمین نشست "کتاب ماه ادبیات و فلسفه"

 

تغییر هویت زنان برای مقبولیت در جامعه

 

در دو قرن هیجده و نوزده میلادی، هنجارها و ارزش‌های مرد‏سالارانه‏ای که بر زنان تحمیل می‏شد، چنان بازدارنده بود که سبب می‏شد برخی زنان به رغم میل باطنی خود، هویت مردانه را برگزینند. بنابراین، چنانچه زنی مایل به نوشتن رمان و داستانی ارزشمند بود، ‌باید هویت مردانه برمی‏گزید و حتا به سبک و سیاقی می‏نوشت که با فرهنگ و عرف مردانه سازگار بود. برای مثال «آن ایونس» به جورج الیوت تبدیل شد، چون جنسیت نویسنده برای استقبال از اثر تأثیر می‏گذاشت.

مانع دیگری که زنان را از کسب موقعیت ادبی‏ای که شایسته‌ی آن بودند بازمی‏داشت، وظایف خانگی بود. در قرون هیجدهم و نوزدهم زنان تنها به وظایف یکنواخت روزمره می‏پرداختند و افزون بر آن، آرمان‏های خانوادگی در عصر ویکتوریا، زنان را در وظایف خانه و خانواده محبوس می‏کرد. تعیین وظایف داخلی خانه برای زنان و فعالیت‌های بیرونی و اجتماعی برای مردان، زنان طبقه‌ی متوسط را از هرگونه کار و فعالیت محروم کرد. این مسئله با توجه به



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نقد رمان , نقد فمینیستی , هلن اولیایی نیا , ویرجینیا وولف


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٩ بهمن ۱۳٩٤ | ۱:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

                        

مثله کردن زمان برای کشف و شهود در لحظه!

توجه و عنایت نویسندگان و منتقدان ادبی اروپایی و به ویژه فرانسویان به ادبیات امریکا، به شکلی برجسته خاطره توجه منتقدان سینمایی و خاصه اصحاب کایه‎دوسینما را به فیلمسازان امریکایی زنده می‎کند، فیلمسازانی نظیر آلفرد هیچکاک و یا ساموئل فولر که تا پیش از آن چندان در ولایت خودشان جدی گرفته نمی‎شدند و برخی از آنها -مثلا هیچکاک- اگر اعتباری داشتند به عنوان صنعتگر بود تا هنرمند. به هرحال به نظر می‎رسد فرانسویان شم بسیار خوبی در شناسایی و نشان دادن عیار ادبیات و هنر امریکا را داشتند. تحلیل زیر درباره «خشم و هیاهو»، نوشته ژان پل سارتر نویسنده و فیلسوف به نام فرانسوی‎ست، که با اگزیستانسیالیسم خود دهه ها روشنفکران را سر کار گذاشته بود! هرچند امروز دیگر نظریه‎ی تعهد در ادبیات او رنگ و روی سابق را ندارد، اما این مسئله به هیچ وجه از شان و بزرگی او نمی‎کاهد که اگر چه مقام فلسفی‎اش بر دیگر وجوهی که داشت می‎چربید، اما با آثار ادبی خود نشان داد در عین حال نویسنده‎ای بزرگ نیز 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خشم و هیاهو , ویلیام فاکنر , ابوالحسن نجفی , نقد رمان


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٩ بهمن ۱۳٩٤ | ۱:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

چکیده

اصطلاح بینامتنیت را برای اولین بار یولیا کریستوا در سال 1966 در مقاله ای با عنوان «کلمه ٬ گفتگو ٬ رمان» به کار برد. این اصطلاح که بر تاثیر متقابل متون بر یکدیگر دلالت دارد٬ بر این اصل استوار است که هیچ متنی بدون پیش متن نیست. در نظر کریستوا یک متن پدیده ای کاملا مستقل و منحصر به خود نیست بلکه همانند پازلی از تکه های متون دیگر تشکیل یافته است.[1]

بینامتنیت کریستوا با اقبال و توجه گستر ده ای رو به رو شد٬ زیرا این نظریه توانست به پرسشهایی در حوزه متن پاسخ دهد که ساختارگرایی کلاسیک پاسخ مناسبی برای آنها نداشت. روابط شبکه ای موجود در میان متن ها در مطالعات سنتی به صورتی کاملا محدود و تنها در شکل نقل قول ها٬ سرقت ها٬ تلمیحات٬ تضمین ها و ... شناسایی میشد در حالیکه بخش پنهان و ارتباط میان متنی همچنان نادیده باقی می ماند.

یولیا کریستوا و رولان بارت را میتوان بنیانگذاران بینامتنیت دانست. پس از آنها محققان دیگری وارد این عرصه شدند و کوشیدند بینامتنیت را به عنوان یک روش نقد مورد توجه قرار دهند. بر همین اساس آنها با تغییر نگرش نسبت به نسل اول بنیانگذاران توانستند بینامتنیت را در حوزه نقد ادبی و هنری مطرح کنند. شخصیت هایی همچون لوران ژنی و میکاییل ریفاتر در زمره این عده از اصلاحگران جای میگرند.

در این مقاله به بررسی روابط بینامتنی میان داستان مسخ اثر فرانتس کافکا و رمان بوف کور اثر صادق هدایت پرداخته میشود.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: میلاد حسن نیا , مسخ , نقد داستان , بوف کور


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢٧ آذر ۱۳٩٤ | ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

                

منبع : پنجره

● سگ ولگرد
▪ خلاصه‌ی داستان:
یک سگ اسکاتلندی به نام پات به همراه صاحبش به ورامین می‌رود و به بوی سگ ماده‌ای از صاحب خود جدا می‌شود و دیگر نمی‌تواند رد او را بیابد. از آن پس زندگی غم‌انگیز او آغاز می‌شود:
پات حس می‌کرد وارد دنیای جدیدی شده که نه آنجا را از خودش می‌دانست و نه کسی به احساسات او پی می‌برد. چند روز اوّل را به سختی گذرانید ولی بعد کم‌کم عادت کرد…از زندگی گذشته فقط یک مشت خیالات مبهم و بعضی بوها برایش باقی ماند ه بود و هر وقت به او خیلی سخت می‌گذشت، ‌در این بهشت گمشده‌ی خود یک نوع تسلیت و راه فرار پیدا می‌کرد و بی‌اختیار خاطرات آن زمان جلویش مجسم می‌شد.ولی چیزی که


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نقد داستان , صادق هدایت , سگ ولگرد , بن بست


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢٧ آذر ۱۳٩٤ | ٩:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

                             

پوست انداختن داستانی از کارلوس فوئنتس نویسنده مکزیکی است که برای اولین بار در سال ۱۹۶۷ منتشر شد. داستان این رمان سفر خاویر (داستان نویس و شاعر مکزیکی) و الیزابت (همسر خاویر) و دو همسفر آن دو، فرانتس و ایزابل (معشوقه جوان و عجالتاً خام فرانتس) از مکزیکوسیتی به وراکروز (ساحل دریا) روایت می شود. درشهر چولولا اتومبیل فرانتس خراب می‌شود و آنها ناچار، شب را درهتل می گذرانند. نیم شب الیزابت به اتاق فرانتس و ایزابل به اتاق خاویر می رود. سپس جدل‌های میان خاویر و الیزابت به تدریج رنگ خشونت می گیرد و تعارض نیمه پنهان این زن و شوهر آشکار می‌شود.

این کتاب توسط عبدالله کوثری در سال ۱۳۸۰ به فارسی ترجمه و توسط نشر آگاه منتشر شد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کارلوس فوئنتس , عبدالله کوثری , نشر آگاه , داستان(جهان)


تاريخ : جمعه ٢٧ آذر ۱۳٩٤ | ٩:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()

محمد محمدعلی نویسنده معاصر ایرانی، در اردیبهشت سال ۱۳۲۷ خورشیدی در تهران متولد شد.

 

                    


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: محمد محمدعلی , معرفی نویسنده , داستان نویس


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٤ | ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدجوادنصریان | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.